۱۳۹۸ تیر ۱۱, سه‌شنبه

مجاهد شهید نادر آسی


مشخصات مجاهد شهید نادر آسی
محل تولد: اهر
تحصیلات: ابتدایی
سن: 29
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

«... تنها راهی که برای سرنگون کردن این رژیم ضدبشر می بینم، راه مجاهدین است یعنی مبارزه مسلحانه و پیروی از مسعود.
خدایا از تو سپاسگزارم که مرا یاری کردی تا چنین راهی را انتخاب کنم. من با تمام وجود سازمانم را درک کردم. سازمانی که توسط بنیانگذار کبیر محمد حنیف نژاد پی ریزی شده و در حال حاضر همچون «مسعود و مریم« در راس آن قرار دارند.
پس خدایا کمکم کن که وظیفه ای را که در مقابل آنها دارم به جا بیاورم.
بعد از انقلاب ایدئولوژیک، به این نتیجه رسیدم که برای مبارز ماندن باید هر چه بیشتر وحدت و یگانگی با سازمان داشته باشم. این قانونمندی مبارزه است وقتی که یک طرف خمینی است و یک طرف مجاهدین ...». وصیت نامه - 18اردیبهشت 1365

نادر آسی در سال 58 با سازمان آشنا شد و فعالیتش را در ارتباط با بخش محلات شروع کرد. در تظاهرات 30خرداد 60 حفاظت از تظاهرات را بر عهده داشت. بعد از 30خرداد در تیمهای عملیاتی سازماندهی شد. در دیماه 60 دستگیر شد اما بعد از 10روز توانست قهرمانانه از چنگال دژخیمان فرار کند. پس از آن به تشکیلات سازمان وصل شد و در تیرماه 62 به منطقه اعزام شد. وی بعد گذراندن دوره هنگ آموزشی در واحدهای نظامی توظخانه سازماندهی شد. مدتی نیز در قسمتهای پشتیبانی کار می کرد. در عملیات مریوان و پیرانشهر شرکت داشت و دلیرانه جنگید.
سرانجام آخرین حماسه زندگی انقلابیش را در نبرد فروغ جاویدان رقم زد و به کهکشان جاودانه فروغهای آزادی پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ خرداد ۲۴, جمعه

مجاهد شهید سعید همایون راد


مشخصات مجاهد  شهید سعید (مهرداد) همایون راد (همایون)
محل تولد: تبریز
تحصيل: دانش آموز
سن: 20
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1360

اخبار سیمای آزادی را گوش می‌دهم، خبرهای داغ آن با طنین محكم و با صلابت صدای گوینده در گوشم زنگ می‌‌زند. «به‌پا خیزید وقت برخاستن است» این صدای مسعود كلانی است كه سالها در گوشم مترادف صدای مجاهد بوده است. صدایی سرشار از زندگی و مبارزه. صدا اوج می‌‌گیرد و توجه را به فیلمهایی كه از داخل كشور رسیده جلب می‌كند. نگاهم همه تصاویر را می‌بلعد و لحظه‌یی چشمم روی نام خیابانی آشنا می‌دود.
تبریز، تبریز زادگاه من است. ای جان من تبریز، ای سرزمین مادری من،آن شعر تركی به در رشته افكارم جان می‌گیرد، جانیم تبریز، قانیم تبریز، آنا وطن.
از این نام حسی آشنا زیر رگهایم جریان پیدا می‌كند. قلبم می‌تپد و تمام سلولهایم از آن به واكنش می‌افتند.
این خیابان و امتداد آن و درختانی كه بلند قامت در آن سربرافراشتند، تراكتی را در خود جای داده‌اند كه «وقت برخاستن» را فریاد می‌كند . این فراخوان سازمان مجاهدین است.
ذهنم به سرعت نور به عقب و به 30سال قبل برمی‌گردد شاید هم بیشتر. این خیابان مرا به یاد پسر جوانی می‌اندازد كه فقط چند بار او را دیده بودم اسمش سعید همایون راد بود.
زمانی كه كوچك بودم گاهی برای چند روز خانه داییم مهمان بودم . دائیم افسر نیروی هوایی بود. یك روز كه می‌خواستند به مهمانی بروند، من هم همراهشان بودم. یادم است رفتیم خانه یك افسر ارشد نیرو ی هوایی، سرگرد همایون راد. خانه‌شان در كوی ولی‌عصر بود. وارد خانه كه شدیم متوجه شدم خانم همایون راد برعكس تصور قبلی من، یك خانم بسیار مذهبی و محجبه است، در این خانه یك پسر و یك دختر هم بودند. اسم پسر سعید بود، سعید همایون راد. داییم خیلی ازش تعریف می‌كرد. خانم همایون راد كتلت خوشمزه‌یی درست كرده بود و هنوز هم كه یادش می‌افتم خوشمزگی آن را زیر زبانم احساس می‌كنم. بعد از آن چند بار دیگر سعید را دیدم. او دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود. اصلاً نمی‌دانستم هوادار مجاهدین است، سیاسی است یا نه؟ از او خبری نداشتم.
یك روز در فاز نظامی در گزارشی در نشریه‌ خواندم سعید همایون راد فرمانده تیم عملیاتی در تبریز در مصاف با پاسداران جانانه جنگید و شهید شد . ناخودآگاه احساس كردم چیزی در قلبم فرو ریخت. به‌یاد مادرش افتادم. حتماً در نبود این پسر بسیار تحت فشار خواهد بود و به فكر پدرش افتادم كه سرگرد نیروی هوایی بود. تا آن‌جا كه می‌فهمیدم اصلا نمی‌توانستند صدایش را دربیاورند.
اشك در چشمانم حلقه می‌زند و از مژه‌هایم سرازیر می‌شود. نمی‌توانم راحت فكر كنم و یا بنویسم. اگرچه برای شهید نباید گریست چون شهادت برای هر مجاهد، حلقه‌ دیگری از زندگیست. سراغ لیست شهدا می‌روم و با ناباوری نگاه می‌كنم و می‌خوانم :
شماره شهید در لیست شهدا 11138
سعید همایون راد
22 ساله، مجرد، دیپلمه، تاریخ شهادت: 7 مهر ماه 60، نحوه شهادت: درگیری
ای كاش همان سال كه دیدمت با توبیشتر حرف زده بودم و ای كاش می‌دانستم در آن شرایط كه تو همه چیز داشتی، در درونت چه گذشت و چه مسیری را طی كردی و از چه مراحلی گذشتی كه جان سعید عزیزما به جاودانه فروغها پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ خرداد ۱۵, چهارشنبه

مجاهد شهید شهلا نوراللهی


مشخصات مجاهد شهید شهلا نوراللهی
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 28
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367
«…‌ من شهلا نوراللهی وقتی شنیدم که مجاهدین در خیابان طالقانی محلی دارند و اسم‌نویسی می‌کنند، برای اسم‌نویسی به جنبش رفتم. قبل از ۳۰خرداد در قسمت دانش‌آموزی رابط چند دبیرستان بودم. در اواخر خردادماه۶۰ به‌عنوان رابط بسیاری از نیروها را به سازمان وصل می‌کردم». 
شهلا نوراللهی در سال۵۹ در رابطه با فعالیت سیاسی‌ـ تبلیغی دستگیر شد و مدتی در زندان تبریز بود. پس از شروع مبارزهٌ مسلحانه در سال۶۰ به‌عنوان فرمانده سه تیم، در چند عمل موفق شرکت کرد. در مرداد۶۲ به‌دنبال تقاضای پیوستن به واحدهای نظامی مجاهد خلق، به منطقه اعزام شد. 
به‌دنبال تشکیل ارتش آزادیبخش در سال۶۶، در گردانهای آن سازماندهی شد و در چند عملیات شرکت کرد. مجاهد خلق شهلا نوراللهی پس از انقلاب درونی مجاهدین و شرکت در صفوف ارتش آزادیبخش از رشد و شکوفایی بالایی برخوردار شد و قدم به عرصه‌های جدید رزم و نبرد علیه رژیم ضدبشری خمینی گذاشت. شهید قهرمان مجاهد خلق سرانجام در فروغ جاویدان که مظهر تمام قهرمانیهای مجاهدین بود، با مزدوران دشمن جنگید و پس از واردآوردن ضربه‌های سنگین بر آنان، چهره در خون کشید و هم‌چون ستاره‌یی تابان در کهکشان جاودانه‌فروغهای آزادی جای گرفت.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ خرداد ۱, چهارشنبه

مجاهد شهید ملیحه رنجوری قایش‌قویشاق


مشخصات مجاهد شهید ملیحه رنجوری قایش‌قویشاق
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 32
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

ملیحه رنجوری قایش‌قویشاق، قبل از انقلاب ضدسلطنتی توسط برادرش مجاهد شهید صفرعلی رنجوری با هدفها و آرمانهای سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا گردید.
در قیام ضدسلطنتی فعالانه شرکت نمود و بعد از پیروزی انقلاب، فعالیتهایش را در ارتباط با سازمان آغاز کرد. ابتدا در نهاد محلات و تشکیلات زنان و مادران آذربایجان مشغول به‌کار شد. بعد از 30خرداد60 به تهران منتقل شد و مسئولیتهای دیگری به‌عهده گرفت.در سال61 به پایگاههای سازمان در منطقه اعزام شد. 
در آن‌جا در بخشهای مختلف سازمان مسئولیتهای متعددی را به‌عهده گرفت. در سالهای بعد در ستاد تبلیغات مجاهدین به کار مشغول شد.با گسترش یکانهای رزمی ارتش آزادیبخش، وارد این یکانها شد و آموزشهای نظامی را گذراند و در عملیات چلچراغ و در آزادسازی شهر مهران شرکت داشت.
در عملیات فروغ جاویدان قدم به میدان بزرگترین حماسهٌ تاریخ معاصر میهنمان نهاد، با عزم و رزم قهرمانانه‌اش هم‌چون دیگر زنان مجاهد خلق حماسه‌ها آفرید و سرانجام قهرمانانه به‌شهادت رسید.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۸, شنبه

مجاهد شهید عادل صفری


مشخصات مجاهد شهید عادل صفری
محل تولد: تبريز
شغل: سازنده کفش
سن: 21
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

عادل صفری از سربازان آزاده‌یی بود که به ارتش آزادیبخش پیوسته بود. شغلش کفاشی بود. یک بار به‌مدت دو ماه از جبهه فرار کرده بود، ولی مجدداً توسط سپاه دستگیر و روانهٌ جبهه‌های جنگ شده بود. 
در روز اول آذر۶۶ در عملیات ارتش آزادیبخش در منطقهٌ پیرانشهر، عادل خود را تسلیم رزمندگان ارتش آزادی کرد. سپس بنا به درخواست خودش به صفوف ارتش آزادیبخش پیوست و لباس رزم و شرف را به تن کرد و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت خمینی خودداری نمود. 
عادل صفری که اکنون یک رزمندهٌ آزادی بود، همراه با شمار کثیری از همقطاران سابق و رزمندگان کنونی ارتش آزادیبخش، در عملیات فروغ جاویدان شرکت کرد و در اوج شرف و افتخار به‌شهادت رسید.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه

مجاهد شهید غلامرضا زاهدانی


مشخصات مجاهد شهید غلامرضا زاهدانی
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 19
محل شهادت: بوشهر
تاریخ شهادت: 1360

♦️زیر سوز تازیانه، قامت سروای آزاد
از اوین تا عادل‌آباد، عدل و داده رفته برباد 
صف طولانی معراج از قفس تا پل پرواز
تو سکوت دالون مرگ، عشقه که میخونه آواز
باز افق به رنگ خون عاشقاست
چشم بیداری این دنیا کجاست
میشکنه سکوت سرد میله‌ها
بشنو این فریاد بی‌صدای ماست

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

یاد و خاطره مجاهد شهید مهین خیابانی، خواهر سردار شهید خلق «موسی» گرامی باد


مشخصات مجاهد شهید مهین خیابانی
محل تولد: تبريز
شغل: -
سن: 29
تحصیلات: -
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 1361

مجاهد خلق مهین خیابانی، خواهر سردار شهید خلق «موسی» در زمره شهیدان ۱۲اردیبهشت است. مهین به اتفاق همسرش مجاهد شهید تقی اوسطی، در یکی از پایگاههای مجاهدین بودند که مورد تهاجم قرار گرفتند. این زوج قهرمان تا آخرین نفس و تا آخرین گلوله خود جنگیدند و آنگاه که دیگر گلوله‌یی برایشان باقی نمانده بود به‌شهادت رسیدند. مجاهد شهید مهین خیابانی در آخرین دقایق زندگی به خانه یکی از نزدیکانش تلفن زد و جریان حمله پاسداران و وضعیت خود را تشریح کرد. این دو‌مجاهد دلیر پس از ساعتها مقاومت، در شعله‌های آتشی که از انفجار گلوله‌های آر.پی.جی برخاسته بود، پروانه‌وار سوختند و به‌شهادت رسیدند، به‌طوری ‌که مزدوران رژیم تا هفته‌ها بعد نتوانستند هویت این دو قهرمان مجاهد را به‌دست آورند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید