۱۳۹۸ تیر ۱۸, سه‌شنبه

مجاهد شهید باقر غلامی


مشخصات مجاهد شهید باقر غلامی
محل تولد: مراغه
شغل: -
سن: 20
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

باقر غلامی در سالهای پس از انقلاب با آشنایی با مجاهدین، در مدرسه به فعالیت سیاسی پرداخت. در سال۶۱ دستگیر و روانهٌ زندان گردید. در سال۶۴ خود را به پایگاههای سازمان در منطقه رساند. سپس طی سه مأموریت موفق شد ارتباط تعداد دیگری از هواداران سازمان را برقرار کند و آنها را به منطقه بیاورد. 
در سال۶۶ وارد یکانهای رزمی شد و در چندین رشته عملیات از‌جمله عملیات عین‌خوش، آفتاب و چلچراغ قهرمانانه جنگید. سرانجام قدم به میدان نبرد نهاد و «به کهکشانی ملحق شد» که خود چشم‌انداز پر‌شور آن را، رقم زده بود: 
«…‌حال که این وصیت‌نامه را می‌نویسم سرشارم از زندگی، زندگی را دوست دارم. هرگز تسلیم مرگ نخواهم شد و تا پای جان برای زنده ماندن خواهم جنگید. و اگر شبی در گرماگرم نبردی پرشکوه شهادت سراغم آمد، سخت در آغوشش خواهم کشید. زیرا که گاهی اوقات باید برای زنده ماندن مرگ را نیز پذیرفت. اما شما هرگز گمان نبرید که من از میان شما رفته‌ام، نه. من زندگی ابدی یافته‌ام. مرا در صفیر گلولهٌ یارانم بجویید و در اشکها و لبخندهای خلق. به دریایی پیوسته‌ام که هیچ زوالی در آن نیست، به کهکشانی ملحق شده‌ام که تا دنیا دنیاست ‌پرتو خواهند افکند و بر انسان راه را نشان خواهد داد. شهادت زندگی است، گامی فراتر از زیستن. تفنگم در گوشهٌ اتاق انتظارم را می‌کشد. دیگر جای درنگ نیست، باید رفت. با یاران عهد بسته‌ایم که امشب بر فراز کوهستان آتشی جاودان برافروزیم. مردم در آن‌سوی دشتها به انتظار طلوع خورشید نشسته‌اند». وصیت‌نامه ـ ۹اسفند۶۶

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ تیر ۱۷, دوشنبه

مجاهد شهید اکبر عزتی عبدالجبار


مشخصات مجاهد شهید اکبر عزتی عبدالجبار
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 19
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

اکبر عزتی‌عبدالجبار از دوران انقلاب ضدسلطنتی، تحت تأثیر محیط خانواده‌اش با نام مجاهدین آشنا شد. در دوران مقاومت مسلحانه در سالهای نوجوانیش خودجوش به فعالیتهای تبلیغی به نفع سازمان پرداخت و هرچه بزرگتر می‌شد، عزمش برای مبارزه جزمتر می‌شد. 
در سال۶۵ پس از خروج از کشور به سازمان وصل شد. اوایل سال۶۷ خود را به منطقهٌ مرزی رساند و در یکانهای ارتش آزادیبخش سازماندهی شد. اگرچه عمر تشکیلاتی او بسیار کوتاه بود، اما طی همین مدت نشان داد که میلیشیایی پرشور، رزمنده‌یی دلیر و جنگاوری باجسارت است. در صحنهٌ عملیات پرتحرک و بی‌باک بود و با مهارت سلاحهای مختلف را برای تهاجم به دشمن به کار می گرفت. اوج جنگاوری این رزمندهٌ دلیر مجاهد خلق در حماسهٌ کبیر فروغ جاویدان بود. 
به نقل از یکی از همرزمانش : «…‌روز سه‌شنبه ساعت۷ صبح به سمت یالهای تنگهٌ چهارزبر حرکت کردیم… تا ساعت۱۱.۵ ظهر در این محل درگیر بودیم و توانستیم با وارد کردن تلفات زیاد،دشمن را به سمت یالها فراری دهیم. یکی از قهرمانان این نبرد مجاهد شهید اکبر عزتی بود. او در این صحنه با تمام قدرت و تهاجم خودش می‌جنگید. بی.کی.سی را برداشته بود و دشمن را در چپ و راست جاده درو می‌کرد. اگرچه جثه‌اش کوچک بود ولی بی.کی.سی را به آسانی حمل می‌کرد. بعد از دو ساعت درگیری درحالی‌که روی جاده مزدوران دشمن را زیر رگبار گرفته بود، تیری به قلبش اصابت کرد و به‌شهادت رسید».

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ تیر ۱۴, جمعه

مجاهد شهید نسرین آقاجانی گاوگانی


مشخصات مجاهد شهید نسرین آقاجانی گاوگانی
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 23
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

نسرین آقاجانی گاوگانی در سال 58 در حالی که دانش آموز 15ساله ای بود، با مجاهدین آشنا شد. در انجمن دانش آموزان مدرسه اش در تبریز، در کسوت یک میلیشیای پرشور به فعالیت پرداخت. پس از 30خرداد سال 60 دستگیر شد و مدتی را در اسارت به سر برد. سپس اقدام به تشکیل هسته مقاومت کرد و از طریق گرفتن پیامهای رادیویی به فعالیتهایش ادامه داد. بر اثر ضربه ای که به این هسته وارد شد، ارتباطش با سازمان قطع گردید. سرانجام توانست در سال 66 از مرز خارج شود و خود را به سازمان وصل کند.
رفتن او به منطقه همزمان با تشکیل ارتش آزادیبخش بود. نسرین به عنوان یک رزمنده مشتاقانه خواهان شرکت در یکانهای رزمی شد. همواره برای شرکت در عملیات بی تاب بود و در کسب آموزشهای نظامی و رزمی سخت می کوشید. آخر او خود در وصیت نامه اش نوشته بود:
«... تنها و تنها راه نجات و رهایی از چنگال خمینی جلاد قرار گرفتن در صفوف مجاهدین خلق و برداشتن سلاح و مبارزه مسلحانه است. تا روزی که خورشید پرفروغ آزادی و یگانگی اجتماعی در سرتاسر میهن غرقه به خون ما بدرخشد.
من نیز همانند دیگر خواهران و برادرانم در مبارزه با دشمن ضدبشری سلاح برگرفته ام و تا آخرین قطره خونم در راه رسیدن به فردایی روشن و عاری از ظلم و اختناق خواهم جنگید. در این راه از دادن جان ناچیزم دریغی ندارم زیرا یقین دارم که تمامی خونهای ریخته شده به هدر نخواهد رفت. همه این خونها در مسعود و مریم گره خواهد خورد و خواهد جوشید و به بار خواهد نشست...». وصیت نامه - 27خرداد 1367
نسرین دلیر با رزم و شهادت قهرمانانه اش در فروغ جاودانه شد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ تیر ۱۱, سه‌شنبه

مجاهد شهید محمد آقاجانی


مشخصات مجاهد شهید محمد آقاجانی
محل تولد: مرند
تحصیلات: دانشجو
سن: 34
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

محمد آقاجانی در سال 58 فعالیت خود را در چارچوب انجمن دانشجویان مسلمان ترکیه آغاز کرد. عمده فعالیتش کار تبلیغی - سیاسی برای ترویج مواضع مجاهدین بود. در سال 60 چندین بار به عنوان پیک سازمان به داخل کشور رفت و آمد کرد و مدارک و پیامهای مخفی را مبادله نمود.
از نیمه سال 62 در بخشهای پشتیبانی و تدارکاتی و همچنین ستاد تبلیغات مجاهدین در خارج کشور مسئولیتهای مختلفی به عهده داشت. بعد از عزیمت رهبری سازمان به جوار خاک میهن، محمد نیز به منطقه مرزی منتقل شد و تا قبل از سازماندهی در تیپهای رزمی در سال 67، از کادرهای ارزشمند نهاد آرشیو در رادیو صدای مجاهد بود. در روزهای آمادگی ارتش آزادیبخش برای عملیات فروغ جاویدان بسیار خوشحال بود و در وصیت نامه اش در روز 31تیر 1367 نوشت:
«... در این شرایط که ارتش آزادیبخش هر روز بر تهاجمات خود بر رژیم ضدبشری خمینی می افزاید... دشمن ضدبشری و محافل ارتجاعی و امپریالیستی در وحشت از اعتلای مقاومت سراسری هر روز نقشه جدیدی می کشند که آخرین آن قبول صوری قطعنامه 598 است. اما غافل از آن که فرزندان مجاهد و مبارز این مرز و بوم عادت کرده اند همیشه با فدا و خون راه باز کنند و تمامی نقشه ها را نقش بر آب کنند...
باز ولی گرچه غم افزون شود
راه به شبگیر پر از خون شود
شعله ز افلاک ببارد به سر
روید در هر قدمی نیشتر
باز به راه تو روانیم ما
در ره عشق تو همانیم ما«

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

مجاهد شهید نادر آسی


مشخصات مجاهد شهید نادر آسی
محل تولد: اهر
تحصیلات: ابتدایی
سن: 29
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

«... تنها راهی که برای سرنگون کردن این رژیم ضدبشر می بینم، راه مجاهدین است یعنی مبارزه مسلحانه و پیروی از مسعود.
خدایا از تو سپاسگزارم که مرا یاری کردی تا چنین راهی را انتخاب کنم. من با تمام وجود سازمانم را درک کردم. سازمانی که توسط بنیانگذار کبیر محمد حنیف نژاد پی ریزی شده و در حال حاضر همچون «مسعود و مریم« در راس آن قرار دارند.
پس خدایا کمکم کن که وظیفه ای را که در مقابل آنها دارم به جا بیاورم.
بعد از انقلاب ایدئولوژیک، به این نتیجه رسیدم که برای مبارز ماندن باید هر چه بیشتر وحدت و یگانگی با سازمان داشته باشم. این قانونمندی مبارزه است وقتی که یک طرف خمینی است و یک طرف مجاهدین ...». وصیت نامه - 18اردیبهشت 1365

نادر آسی در سال 58 با سازمان آشنا شد و فعالیتش را در ارتباط با بخش محلات شروع کرد. در تظاهرات 30خرداد 60 حفاظت از تظاهرات را بر عهده داشت. بعد از 30خرداد در تیمهای عملیاتی سازماندهی شد. در دیماه 60 دستگیر شد اما بعد از 10روز توانست قهرمانانه از چنگال دژخیمان فرار کند. پس از آن به تشکیلات سازمان وصل شد و در تیرماه 62 به منطقه اعزام شد. وی بعد گذراندن دوره هنگ آموزشی در واحدهای نظامی توظخانه سازماندهی شد. مدتی نیز در قسمتهای پشتیبانی کار می کرد. در عملیات مریوان و پیرانشهر شرکت داشت و دلیرانه جنگید.
سرانجام آخرین حماسه زندگی انقلابیش را در نبرد فروغ جاویدان رقم زد و به کهکشان جاودانه فروغهای آزادی پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ خرداد ۲۴, جمعه

مجاهد شهید سعید همایون راد


مشخصات مجاهد  شهید سعید (مهرداد) همایون راد (همایون)
محل تولد: تبریز
تحصيل: دانش آموز
سن: 20
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1360

اخبار سیمای آزادی را گوش می‌دهم، خبرهای داغ آن با طنین محكم و با صلابت صدای گوینده در گوشم زنگ می‌‌زند. «به‌پا خیزید وقت برخاستن است» این صدای مسعود كلانی است كه سالها در گوشم مترادف صدای مجاهد بوده است. صدایی سرشار از زندگی و مبارزه. صدا اوج می‌‌گیرد و توجه را به فیلمهایی كه از داخل كشور رسیده جلب می‌كند. نگاهم همه تصاویر را می‌بلعد و لحظه‌یی چشمم روی نام خیابانی آشنا می‌دود.
تبریز، تبریز زادگاه من است. ای جان من تبریز، ای سرزمین مادری من،آن شعر تركی به در رشته افكارم جان می‌گیرد، جانیم تبریز، قانیم تبریز، آنا وطن.
از این نام حسی آشنا زیر رگهایم جریان پیدا می‌كند. قلبم می‌تپد و تمام سلولهایم از آن به واكنش می‌افتند.
این خیابان و امتداد آن و درختانی كه بلند قامت در آن سربرافراشتند، تراكتی را در خود جای داده‌اند كه «وقت برخاستن» را فریاد می‌كند . این فراخوان سازمان مجاهدین است.
ذهنم به سرعت نور به عقب و به 30سال قبل برمی‌گردد شاید هم بیشتر. این خیابان مرا به یاد پسر جوانی می‌اندازد كه فقط چند بار او را دیده بودم اسمش سعید همایون راد بود.
زمانی كه كوچك بودم گاهی برای چند روز خانه داییم مهمان بودم . دائیم افسر نیروی هوایی بود. یك روز كه می‌خواستند به مهمانی بروند، من هم همراهشان بودم. یادم است رفتیم خانه یك افسر ارشد نیرو ی هوایی، سرگرد همایون راد. خانه‌شان در كوی ولی‌عصر بود. وارد خانه كه شدیم متوجه شدم خانم همایون راد برعكس تصور قبلی من، یك خانم بسیار مذهبی و محجبه است، در این خانه یك پسر و یك دختر هم بودند. اسم پسر سعید بود، سعید همایون راد. داییم خیلی ازش تعریف می‌كرد. خانم همایون راد كتلت خوشمزه‌یی درست كرده بود و هنوز هم كه یادش می‌افتم خوشمزگی آن را زیر زبانم احساس می‌كنم. بعد از آن چند بار دیگر سعید را دیدم. او دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود. اصلاً نمی‌دانستم هوادار مجاهدین است، سیاسی است یا نه؟ از او خبری نداشتم.
یك روز در فاز نظامی در گزارشی در نشریه‌ خواندم سعید همایون راد فرمانده تیم عملیاتی در تبریز در مصاف با پاسداران جانانه جنگید و شهید شد . ناخودآگاه احساس كردم چیزی در قلبم فرو ریخت. به‌یاد مادرش افتادم. حتماً در نبود این پسر بسیار تحت فشار خواهد بود و به فكر پدرش افتادم كه سرگرد نیروی هوایی بود. تا آن‌جا كه می‌فهمیدم اصلا نمی‌توانستند صدایش را دربیاورند.
اشك در چشمانم حلقه می‌زند و از مژه‌هایم سرازیر می‌شود. نمی‌توانم راحت فكر كنم و یا بنویسم. اگرچه برای شهید نباید گریست چون شهادت برای هر مجاهد، حلقه‌ دیگری از زندگیست. سراغ لیست شهدا می‌روم و با ناباوری نگاه می‌كنم و می‌خوانم :
شماره شهید در لیست شهدا 11138
سعید همایون راد
22 ساله، مجرد، دیپلمه، تاریخ شهادت: 7 مهر ماه 60، نحوه شهادت: درگیری
ای كاش همان سال كه دیدمت با توبیشتر حرف زده بودم و ای كاش می‌دانستم در آن شرایط كه تو همه چیز داشتی، در درونت چه گذشت و چه مسیری را طی كردی و از چه مراحلی گذشتی كه جان سعید عزیزما به جاودانه فروغها پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ خرداد ۱۵, چهارشنبه

مجاهد شهید شهلا نوراللهی


مشخصات مجاهد شهید شهلا نوراللهی
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 28
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367
«…‌ من شهلا نوراللهی وقتی شنیدم که مجاهدین در خیابان طالقانی محلی دارند و اسم‌نویسی می‌کنند، برای اسم‌نویسی به جنبش رفتم. قبل از ۳۰خرداد در قسمت دانش‌آموزی رابط چند دبیرستان بودم. در اواخر خردادماه۶۰ به‌عنوان رابط بسیاری از نیروها را به سازمان وصل می‌کردم». 
شهلا نوراللهی در سال۵۹ در رابطه با فعالیت سیاسی‌ـ تبلیغی دستگیر شد و مدتی در زندان تبریز بود. پس از شروع مبارزهٌ مسلحانه در سال۶۰ به‌عنوان فرمانده سه تیم، در چند عمل موفق شرکت کرد. در مرداد۶۲ به‌دنبال تقاضای پیوستن به واحدهای نظامی مجاهد خلق، به منطقه اعزام شد. 
به‌دنبال تشکیل ارتش آزادیبخش در سال۶۶، در گردانهای آن سازماندهی شد و در چند عملیات شرکت کرد. مجاهد خلق شهلا نوراللهی پس از انقلاب درونی مجاهدین و شرکت در صفوف ارتش آزادیبخش از رشد و شکوفایی بالایی برخوردار شد و قدم به عرصه‌های جدید رزم و نبرد علیه رژیم ضدبشری خمینی گذاشت. شهید قهرمان مجاهد خلق سرانجام در فروغ جاویدان که مظهر تمام قهرمانیهای مجاهدین بود، با مزدوران دشمن جنگید و پس از واردآوردن ضربه‌های سنگین بر آنان، چهره در خون کشید و هم‌چون ستاره‌یی تابان در کهکشان جاودانه‌فروغهای آزادی جای گرفت.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید