‏نمایش پست‌ها با برچسب قتل عام67. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قتل عام67. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ مرداد ۸, سه‌شنبه

مجاهد شهید مجتبی آغداقی


مشخصات مجاهد شهید مجتبی آغداقی
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 25
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1367

بدون شکوه ای از زخم گردباد ستم 
به خاک دشت فتادی 
ولی به هر کجا که برد باد، یاد تو را 
نگاه می کنم آنجا 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۸, پنجشنبه

مجاهد شهید کریم قانمی


مشخصات مجاهد شهید کریم قانمی
محل تولد: تبریز
شغل: -
سن: -
تحصیلات: -
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1367

♦️ 🌷 🌷 عکس این شهید قهرمان سربدار به تازگی به دست ما رسیده است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۷, چهارشنبه

مجاهد شهید ولی بهرامیان


مشخصات مجاهد شهید ولی بهرامیان
حل تولد: تبريز
شغل: کارگر
سن: 37
تحصیلات: -
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1367

♦️ عکس این شهید گرانقدر به تازگی به دست ما رسیده است.

الگوئی از سازش ناپذیری و روحیه مقاومت در مقابل خمینی پلید 
مجاهد شهید ولی بهرامیان(بهرامی) 37 ساله از اهالی ملکان تبریز از مقاوم ترین زندانیان در زندان تبریز بود. یکی از روشهای رژیم سفاک خمینی برای در هم شکستن روحیه و مقاومت مجاهدین در زندان, نگه داشتن زندانی زیر حکم اعدام بود و با همین جنگ روانی می خواستند روحیه ولی را درهم بشکنند. 
هر بار که گروهی از زندانیان را برای اعدام می بردند معلوم نبود آیا ولی را هم صدا می زنند یا نه؟ اما او نه تنها کوچکترین نشانه ای از ترس, اضطراب و نگرانی از خود نشان نمی داد, بلکه با شادابی و نشاطی که داشت باعث بالا رفتن روحیه مقاومت و سرزندگی در سایرین هم می شد. 
در حکم صادره از به اصطلاح دادگاه انقلاب که بدست ولی بهرامیان داده بودند, نوشته شده بود «اعدام تعلیقی». اما رژیم که هیچ سودی از این ترفند کثیف خود نبرده بود, فشار و جنگ روانی خود را روی ولی از طریق فشار آوردن بر خانواده وی ادامه داد و با دجالگری از طرفی آنان را در اضطراب برای اعدام فرزندشان قرار می داد و از طرف دیگر این امید واهی را در آنان دامن می زد که گویا به سادگی می توانند ولی را از اعدام و حتی زندان برهانند. 
مجاهد شهید ولی بهرامیان با متانت و صبری بی نظیر این دجالگری آخوند های پلید را نقش برآب کرد و باز هم دژخیمان خمینی را بور و زبون نمود. عاقبت در شهریورماه سال 67 در جریان قتل عام زندانیان سیاسی اورا نیزبه شهادت رساندند. 
یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۶, سه‌شنبه

مجاهد شهید حسین جمشیدی


مشخصات مجاهد شهید حسین جمشیدی
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 26
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1368

♦️ عکس این شهید قهرمان سر به دار به تازگی به دست ما رسیده است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۵, دوشنبه

مجاهد شهید رضا رستگار


مشخصات مجاهد شهید رضا رستگار
محل تولد: تبريز
شغل: -
سن: 25
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1367

♦️ عکس این مجاهد قهرمان سر به دار به تازگی به دست ما رسیده است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ شهریور ۲۵, یکشنبه

مجاهد شهید زیدالله نورمحمدی


مشخصات مجاهد شهید زیدالله نورمحمدی
محل تولد: سراب
تحصیلات: ديپلم
سن: 25
محل شهادت: کرج
تاریخ شهادت: 1367

مریم رجوی: دادخواهی شهیدان قتل‌عام یکی از مهم‌ترین مطالبات سیاسی مردم ایران از رژیم آخوندی است. این دادخواهی امروز، تمامیت رژیم را به‌چالش کشیده است. سردمداران رژیم نه جرأت دارند که از فتوای خمینی برای قتل‌عام مجاهدین دفاع کنند، نه‌می‌توانند از این جنایت بزرگ فاصله بگیرند زیرا همگی مستقیم یا غیرمستقیم در آن مشارکت داشته‌اند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ شهریور ۲۳, جمعه

مجاهد شهید حمیدحقی منیع


مشخصات مجاهد شهید حمیدحقی منیع
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 23
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1367

مریم رجوی: قیام و جنبشی که امروز در سرتاسر میهن جریان دارد، امتداد همان ایستادگی سرخ‌فام است و کانونهای شورشی و پیشگامان جنبش دادخواهی ادامه‌دهندگان راه همان قهرمانان‌ هستند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ مرداد ۶, شنبه

مجاهد شهید غلامرضا اکبری نامدار


مشخصات مجاهد شهید غلامرضا اکبر نامدار
محل تولد: تبريز
تحصیلات: ديپلم
سن: 29
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1367

چون کوه استوار در موضعی از عشق و آرمان

غلامرضا در سال ۱۳۳۸ در خانواده سیاسی - مذهبی درتبریز بدنیا آمد از همان ابتدا با فقر و کمبودهای اجتماعی آشنا گردید ذهن جستجوگر و ناآرامش، او را که از صفا و پاکی و مهربانی خاصی برخوردار بود به‌صورت فعالیتهای سیاسی و کمک به‌مردم پیرامونش کشانید. 
سال ۵۶ هم‌زمان با شروع قیام خلق علیه رژیم شاه خائن ، آرام و قرار نداشت و با شور وحال خود تمامی خانواده را برانگیخت و همه از کوچک و بزرگ به‌فعالیتهای سیاسی روی آوردند. 
آشنایی غلامرضا با سازمان و تاریخچه و شهدای مجاهدین ، تغییرات مضاعفی در او به‌وجود آورده و به‌صفا و پاکی او صلابت ، پایمردی و سخت کوشی ر سازش ناپذیری در مقابل زور و اجحاف نیز اضافه شد و این چنین بود که سر ازپا نمی‌شناخت و در دوران قیام به‌همراه همه خانواده در قیامها و تظاهرات و جلسات شرکت می‌کرد به‌ابتکار او و دو همرزم دیگرش شهید محمدعلی مجتهدزاده (شهید فروغ جاویدان ) وشهید ناصر اکبرزاد یوسفی(اعدام در سال ۶۰ )

آرم پرافتخار سازمان را در یک پارچه سرخ فام کشیده و برای اولین بار در همه تظاهراتها و تجمعات به‌رغم مخالفتهای آخوندهای مرتجع به‌اهتراز در می‌آوردند.
آری به‌همت او و دو همرزم دیگرش که با تمام وجود در تلاش و کوشش بودند قیامی مثل ۲۹ بهمن تبریز به‌وجود آمد و طلسم اختناق و سرکوب رژیم شاه را در چشم مردم شکست. 
بعد از پیروزی قیام غلامرضا در جنبش ملی مجاهدین ثبت نام کرد و در قسمت انجمن هنرجویان صنعتی به‌فعالیت خود در مداری بالاتر ادامه داد این فعالیت تا شهریور ۶۰ ادامه داشت ، بارها به‌اسارت مزدوران کمیته چی رژیم در آمده است و با شکنجه‌های دژخیمان خمینی آشنا می‌شود یکبار که به‌خاطر پخش شب‌نامه سر افشاگری کمیته ۳۰ دستگیر شده بود و خیلی شکنجه‌شده دو خود پاسداران گفته بودند که هرچقدر او را می‌زدیم آخ هم نمی‌گفت از سنگ صدا در می‌آمد ولی از او صدایی در نمی‌آمد و ناله ای نمی‌کرد صبح که مادرش برای دیدنش به‌کمیته محل رفته بود به‌وی می‌گوید پسرم مگر اینها چی می‌خواهند می‌گویند فقط اسمت را می‌خواهند و این‌که یک حرفی به‌اینها بزنی ، از همینجا آزاد می‌کنند وگرنه می‌برند زندان حالا یک چیزی بگو آزاد شو ، مادرش می‌گفت او به‌من با صلابت تمام نگاه کرد و گفت ” مادر یعنی می‌گویی من در مقابل اینها سر تعظیم فرود بیاورم، مادر آیا امام حسین در صحنه جنگ، علی اکبر را به‌سازش با یزید فرا خواند‌؟ تو چرا مرا در مقابل یزید زمان به‌سازش و تسلیم فرا می‌خوانی ما راه حسین را می‌رویم و اینها راه یزید را”. 
مادر می‌گفت که دیگربه او چیزی نگفتم و گفتم هرطور که فکر می‌کنی درست است بکن من نیز رضایم به‌رضای خدا چون میدانم راه تو حق است‌. بر اثر برخورد او بود که مادر تصمیم می‌گیرد با جمعیت مادران مجاهد فعالیت کند‌. و از آن پس هم‌چون فرزندان مجاهدش خود را وقف جنبش خلق بکند.
غلامرضا خیلی کم حرف می‌زد و از آن آدمهایی بود که فقط می‌توانستی در عمل او را بشناسی حتی یک مورد نبود به‌ما که خواهران او بودیم و می‌دانست نفرات تشکیلاتی هستیم حرفی در رابطه با کار و مسئولیت و یا شکنجه هایش بگوید‌. مگر این‌که در ارتباط وگزارش دادن به‌مسئولینش باشد.
با شروع فاز نظامی به‌صورت مخفی فعالیت خودرا ادامه داد در شهریور سال ۶۰ در حین اجرای قرار لو رفت و دستگیر شد و مجددا و این‌بار بیش از دفعات قبل زیر شکنجه قرار گرفت ولی او سینه رازدارش را در جلوی دژخیم نگشود و با مهارت خاص که داشت این فکر را در بازجوها به‌وجود آورد که فعالیتی نداشته است و حتی بازجوها فکر می‌کردند که او به‌لحاظ عقلی عقب مانده است در محاکمه اول به‌او ۵ سال حبس دادند و بعد از ضربه خوردن تشکیلات زندان مجددا زیر بازجویی و شکنجه رفت برادرانی که در آن زمان با او بودند ازروحیه سازش ناپذیر او می‌گفتند. مادرش که هر هفته برای ملاقات وی می‌رفت می‌گفت هر هفته که می‌روم یا در انفرادی و ممنوع ملاقات است یا وقتی می‌آید از زیر شکنجه آمده است. وضعیت جسمی او به‌شدت بد شده بود با توجه به‌سابقه او که در جریان قیام بر اثر ضربه مزدوران شاه به‌سرش دچار سرگیجه‌های شدید بود همیشه بعد از شکنجه و ضرب و جرح مزدوران شیخ این بیماری تشدید می‌شد و او را با گرفتن دست و پایش بعد از بازجویی و شکنجه به‌وسط بند پرت می‌کردند 
شاخص عنصر تشکیلات پذیری

دررابطه با بیماریش مادرش با ۴-۳ ماه دوندگی موفق شده بود او را برای معالجه برای نیم ساعتی به‌بیمارستان بیرون زندان بیاورد او را که در محاصره پاسداران به‌بیمارستان اورده بودند در یک نقطه که مأمورین زندان کمی فاصله داشتند یکی از فامیلهایش که انجا بودند به‌او می‌گویند بهترین زمان برای فرار است و او می‌گوید من در تشکیلات زندان هستم و به‌من دستور داده اند که فرار نکنم تا دستور تشکیلاتی فرار را ندهند من حتی اگر یک مأمور هم باشد فرار نمی‌کنم چون دستور داده اند که نباید کسی فرار کند (بعدا مشخص شد که طرح آزاد سازی زندان تبریز را داشتند که این طرح لو رفت و تعداد زیادی از مجاهدان را همان موقع اعدام کردند ) بعد از آن بود که همه این زندانیان را در بند ۹ جمع کرده و با دلیل و بی دلیل در مقاطع مختلف اعدام می‌کردند و در واقع آخرین نفرات باقی مانده را در قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ به‌شهادت رساندند که این اوج تشکیلات پذیری او را می‌رساند‌.

خاطراتی از شهید غلامرضا :

بعد از ۱۹ بهمن سال ۶۰ وقتی به‌ملاقات او رفتیم متوجه شدم که دستهایش قرمز است و گویا حنا گذاشته اند که اشاره کرد که مزدوران برای این‌که روحیه ما را بشکنند گفتند که باید حنا به‌دستمان بگذاریم وقتی مقاومت کردیم آنقدر زدند که از حال رفتیم و در آن حالت به‌دستمان حنا گذاشتند که بعد از این‌که به‌هوش آمدیم سریع شستیم ولی کمی رنگ گرفته بود. 
در یکی از ملاقاتها که مادرش خبر هجرت خواهر کوچکتر او را به‌وی می‌دهد از خوشحالی اشک می‌ریزد و و می‌گوید مادر اگر از اینجا (زندان) بیرون بیایم دیگر آنور پل نخواهم آمد (زندان تبریز در آن موقع در بیرون شهر بود که یک طرف پل به‌داخل شهر و طرف دیگر به‌بیرون شهر بود و اشاره او به‌آن طرف یعنی خروج از تبریز بود) و به‌پیش آنها (مجاهدین) میروم این تنها حرفی بود که درتمام ملاقاتها به‌مادرم می‌گفت‌. 
در یک مورد که فشارروی زندانیان زیاد شده بود و تعدادی را اعدام کرده و احتمال اعدام او هم می‌رفت مادردر رفتن به‌ملاقات بی تابی می‌کرد وقتی بعد از تلاش زیاد به‌ملاقات او رفت و دید از انفرادی و زیر شکنجه آورده اند .
او که نگرانی مادر را می‌بیند از این صحنه ناراحت می‌شود و مادر را به‌صبر و پایداری می‌خواند و مادر به‌او می‌گوید به‌تو افتخار می‌کنم و به‌او می‌گوید فقط یک چیز می‌گویم که اگر روزی به‌خاطر خودت، یک مادر دیگر را به‌پشت این شیشه‌ها بیاوری شیرم را حلالت نمی‌کنم که غلامرضای قهرمان می‌گوید خیالت راحت باشد و از روحیه مادر ابراز رضایت و خوشحال می‌کند.
در سال ۶۴ که انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین به‌وقوع پیوسته بود این پیام را خواهرش از طریق دایی اش محمدحسین اکبرزاد یوسفی (شهید قتل عام زندانیان در سال ۶۷ ) به‌مادرش پیام انقلاب را به‌صورت کد می‌گوید و مادر در ملاقات هفتگی که داشت به‌غلامرضا خبر انقلاب را می‌دهد مادر می‌گفت تا خبر را به‌غلامرضا دادم نمی‌دانم چی فهمید که از شنیدن این خبر خیلی ابراز خوشحالی کرد‌. آری مادر نمی‌دانست که او همواره در وصل به‌مسعود هر خبری از او را مثل آیه قران می‌دانست و برایش حجت بود.

دو سال پیش از شهادت یک کارت تبریک برای برادر مسعود در سال ۶۶ از زندان ارسال کرده بود و به‌مادرش گفته بود این کارت را به‌آقا دادش (اسم برادر مسعود را به‌کد آقاداداش می‌گفت) برسان. غلامرضا را در سال ۶۷ درحالی‌که دو سال از حکم او که ۵ سال بود می‌گذشت بعلت این‌که بقول جلادان هنوز سر موضع است در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در پاییز سال ۶۷ در زندان تبریز به‌همراه دایی مجاهدش محمد حسین اکبرزاد یوسفی حلق آویز می‌کنند.

مریم رجوی: از خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی می‌خواهم که با حضور بر سر مزار شهیدان، حق پایمال‌شده خود برای برپایی مراسم بزرگداشت فرزندان قهرمان خود را به رژیم آخوندی تحمیل کنند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ مرداد ۴, پنجشنبه

مجاهد شهید رضا رستگار


مشخصات مجاهد شهید رضا رستگار
محل تولد: تبريز
شغل: -
سن: 25
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 1368

عکس این شهید گرانقدر به تازگی به دست ما رسیده است.

مریم رجوی: از قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی نزدیک به ‌سه دهه می‌گذرد. اما این جنایت چیزی نیست که به‌ تاریخ پیوسته باشد. این جنایت مسأله همین امروز است. مسأله نقض فاجعه‌بار حقوق‌بشر در ایران است. مربوط است به‌ جوانانی که همین امسال آخوندها، چشم‌ آنها را کور کردند یا جوانانی که همین امسال آخوندها دست‌شان را قطع کردند و جوانانی که از ابتدایی‌ترین آزادی‌ها برخوردار نیستند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید





۱۳۹۶ شهریور ۲۴, جمعه

جنایت تکان‌دهنده رژیم در تخریب مزار شهدای مجاهد خلق در تبریز و صومعه سرا (کسما)


در شرایطی که کارزار دادخواهی قتل‌عام شدگان ۶۷ و جنبش دادخواهی هر روز اوجی تازه می‌گیرد و هر روز صدها شخصیت بین‌المللی و حقوقدان خواستار محاکمه بین‌المللی روحانی و سران رژیم جنایتکارش می‌شوند، رژیم جنایتکار آخوندی برای شستن دستان آلوده خود دست به توطئه کثیفی زده است که خود یکی از مصادیق جنایت علیه بشریت است.

بنا‌ به گزارش هموطنان از نقاط مختلف میهن اسیر رژیم ضدبشری از مدتی پیش شروع به از بین بردن گورهای جمعی محل دفن پیکرهای شهیدان قتل‌عام ۶۷ کرده است و به خیال خود می‌خواهد آثار این نسل‌کشی و این جنایت علیه بشریت را محو کند.

در همین رابطه در چند شهر از جمله در اهواز، مشهد، تبریز، اردبیل، اصفهان و... درصدد است تا گورهای جمعی شناخته شده را که خانواده‌های شهدا به آنجا می‌رفتند و نسبت به عزیزانشان ادای احترام می‌کردند، به شیوه‌های مختلف مثل سیمان کردن و یا ریختن زباله و غیره از بین ببرد.

آنچه در گزارش زیر می‌بینید تلاش چند هوادار شجاع و هموطن غیرتمند در ثبت این جنایات است:
۱. پایان تخریب مزار شهیدان گمنام در وادی رحمت تبریز:
رژیم جنایتکار آخوندی پایان تخریب مزار شهدای گمنام مجاهد خلق در وادی رحمت تبریز را در کانال تلگرامی خودش اعلام کرد.


تخریب مزار شهدای مجاهد خلق - وادی رحمت تبریز 

رژیم با انتشار خبر این عملیات مهندسی در کانال این آرامستان تلاش کرد تا شیادانه جنایت تخریب مزار شهدای گمنام مجاهد خلق در تبریز را لابلای انجام پروژه‌های عمرانی لاپوشانی کند اما غافل از این‌که این سیاهکاری تاریخی هرگز قابل سفیدسازی نیست.

از بین بردن محوطه مزار فرزندان مجاهد اعدام شده این میهن تحت عنوان «عملیات عمرانی میدان مراسمات سازمان آرامستانهای شهرداری تبریز»! اعلام شده است.

هواداران سازمان در تاریخ ۲تیرماه ۹۶ خبر تخریب این مزار را با فیلم و عکس و کروکی آن ارسال و افشا کرده بودند و حال این پروژه رژیم به پایان رسیده است.


خبر این جنایت آشکار در کانال این آرامستان در ۲۰شهریور ۹۶ به‌صورت یک تصویر آورده شده است.

طبق اعترافات خود رژیم این پروژه با مساحت ۴۵۰۰متر مربع محوطه سازی شامل عملیات خاکبرداری، غلطک‌زنی، تسطیح و رگلاژ و بتن ریزی و هم‌چنین اجرای دیوار پیرامونی محیط مورد نظر و قرنیز آن، جدول کشی و تأمین روشنایی محوطه با دکل‌های بزرگ و تحت پیمان سه شرکت و با کارفرمایی سازمان آرامستانهای شهرداری تبریز و نظارت واحد عمران سازمان آغاز شد.

۲. تخریب گور جمعی اعلام شده شهیدان در سه راهی صومعه سرا به کسما
پس از پخش فیلم یک گورجمعی در سه راهی صومعه سرا – کسما از سیمای آزادی، یکی از هواداران سازمان به این محل رفته است. در این گورجمعی شهدای سال ۶۷دفن شده‌اند.


هواداری که به محل رفته چنین نوشته است:
«من درقبرستان قصاب سرای صومعه سرا محل دفن شهدای ۶۷ رفتم و از نمونه مزارهای اهالی عکس گرفتم و لیکن مزار آن شهدایی را که سیما پخش کرد پیدا نکردم، اما یک بیل مکانیکی در پشت قبرستان در لابلای درختان بلند که محل دفن شهدا می‌باشد (به گفته اهالی برای جاده سازی) مشغول کار است. بیل مکانیکی و درختان بلند پشتش جایی است که جای دفن شهدا است که چند روز پیش هواداران صومعه سرا برایتان ارسال کرده بودند که الآن دارند آنجا را تخریب می‌کنند».
تخریب مزار شهدای مجاهد خلق - جنبش دادخواهی گریبان این رژیم را رها نخواهد کرد
۲۸سال پیش خمینی می‌خواست با نابودی مجاهدین اسیر، به خیال خام خود، برای همیشه از دست این نسل خونفشان و جان برکف خلاص شده و حاکمیت منحوس اش را برای همیشه تثبیت کند ولی این دیکتاتور خونریز هرگز فکر نمی‌کرد که دادخواهان همان خونها سالیان بعد، تمامیت رژیمش را نه فقط در ایران، بلکه در تمامی دنیا و در برابر سازمان ملل‌متحد به محاکمه خواهند کشید.

جنبش دادخواهی خون سی هزار زندانی مجاهد و مبارز امروز خواستار افشای اسرار این قتل‌عام است، از این رو این جنایتکاران باید پاسخ بدهند که:
۱- اسامی کامل قتل‌عام‌شدگان چیست؟ 
۲- در هر شهر یا استان چند نفر اعدام شده است؟ 
۳- باید به مادران داغدار و مادران شهدا و بازماندگان شهدا پاسخ داده شود که عزیزان‌شان را کجا دفن کرده‌اند و آدرس گورهای جمعی کجاست؟ 
۴- و در پایان اگر این جنایتکاران به این جنایت علیه بشریت افتخار می‌کنند پس چرا اسامی هیأتهای مرگ در استانهای مختلف را اعلام نمی‌کنند؟ 

ولی ما ایمان و ایقان داریم روزی که خلق ایران پاسخ این سؤالات را از جلادان و شکنجه‌گران رژیم ولایت‌فقیه خواهد شنید، دور و دیر نیست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

مجاهد شهید اردوان صحت


مشخصات مجاهد شهید اردوان صحت
محل تولد: مراغه
تحصيل: دانشجو
سن: 28
محل شهادت: اردبیل
زمان شهادت: 1367

به یاد مجاهد شهید اردوان صحت

«اردوان صحت»
گواه صحت یک راه
زمانی که خانواده‌اش برای خاکبرداری محل دفن او رفتند متوجه شدند که جسد 4مجاهد دیگر نیز در پتو پیچیده شده و آنجا گذاشته شده است. از میان آنها پیکر مجاهد شهید علی آدی شیرین‌پور شناخته شد و 3مجاهد دیگر گمنام ماندند.

‌اردوان اهل اردبیل بود. با قامتی رشید و روحیه‌یی بالا و پرنشاط. او را در سال ۱۳۶۳هنگام خروج از کشور دستگیر کرده و زیر شکنجه برده بودند. اما به‌رغم تمامی فشارها و شکنجه‌ها بسیار مقاوم و استوار بود. به همین دلیل او را از زندان اردبیل به زندان تبریز تبعید کردند. اما او چون کوه در برابر سختیها ایستادگی کرد و روح مقاومت را در سلولهای زندان می‌گستراند. مزدوران که در برابر مقاومت اردوان به زانو در آمده بودند بار دیگر او را به زندان اردبیل منتقل کردند. عاقبت او را در جریان قتل‌عام سال ۶۷بشهادت رساندند. مزدوران از دادن خبر شهادت او به خانواده‌اش تا 7-8ماه بعد سر باز زدند. پدر اردوان به‌محض شنیدن خبر شهادت او سکته کرد و جان باخت. بر اثر افشاگریهای خانواده‌اش مزدوران عاقبت مجبور به نشان‌دادن محل دفن اردوان شدند. زمانی که خانواده‌اش برای خاکبرداری محل دفن او رفتند متوجه شدند که جسد 4مجاهد دیگر نیز در پتو پیچیده شده و آنجا گذاشته شده است. از میان آنها پیکر مجاهد شهید علی آدی شیرین‌پور شناخته شد و 3مجاهد دیگر گمنام ماندند.

مریم رجوی: رژیمی که خون فرزندان رشید ایران را ریخت، پس از آن ریختن هر خونی را مباح دانست و زیر‌پاگذاشتن همه مرزهای اخلاقی و انسانی را برای خود مجاز دید. امروز جنبش دادخواهی، رژیم ولایت فقیه را به‌لرزه در آورده و همه پرونده‌های جنایت و خیانت آن را هدف قرار می‌دهد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ مرداد ۱۶, دوشنبه

مجاهد شهید جابر حبیبی


مشخصات مجاهد شهید جابر حبیبی
محل تولد: مرند
تحصيل: دیپلم
سن: 26
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1367

مریم رجوی: درود‌های بی‌پایان به ‌همه زندانیان قتل‌عام‌شده سال ۶۷ که از لحظه‌ای که در اتاق‌های بازجویی گفتند بر سر موضع خود علیه ولایت فقیه و برای آزادی ایستاده‌اند، تا همین امروز، نبرد و پیکارشان رژیم آخوندی را درهم‌ می‌کوبد. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ مرداد ۱۳, جمعه

مجاهد شهید مجید اصلانی


مشخصات مجاهد شهید مجید اصلانی
محل تولد: میانه
تحصيل: دیپلم
سن: 28
محل شهادت: میانه
زمان شهادت: 1367

مریم رجوی: جوانان دلیر و قیام‌آفرین در سراسر میهن اسیر را فرا می‌خوانم که برای واداشتن سران رژیم، به‌ انتشار اسامی کامل قتل‌عام‌شدگان و نشانی مزارهای آنها و اسامی جلادان این کشتار، دست به اعتراض بزنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96