۱۳۹۹ تیر ۱۵, یکشنبه

مجاهد شهید جمشید مردمی


مشخصات مجاهد شهید جمشید مردمی

محل تولد: تبريز
سن: ۳۰
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷/۵/۱

جمشید مردمی در سال ۱۳۳۷در تبریز چشم به جهان گشود. او تحصیلات خود را در یک خانواده کارگری در خیابان منجم تبریز تا سیکل ادامه داد. سپس در کارخانه تراکتورسازی تبریز مشغول به‌کار شد. وی در شهرتبریز در زمینه ورزش کشتی در وزن ۵۷کیلو برای چندین سال قهرمان شناخته‌شده‌یی بود. جمشید علاوه بر کشتی در رشته کوهنوردی نیز از قهرمانان شناخته‌شده بود و کوه‌های استان را وجب‌به‌وجب می‌شناخت از جمله کوه بهلول، کوه می‌شو، کوه دند، کوه سهند، سبلان و کوه بابک که به‌عنوان راهنمای گروه‌های کوهنوردی عمل می‌کرد. 
او از سال ۱۳۵۴از طریق دوستانش با سازمان مجاهدین آشنا شد و فعالیت سیاسی خود را علیه رژیم شاه آغاز کرد. وی از عناصر فعال در جریان انقلاب ضد سلطنتی بود و به‌دلیل فعالیت‌هایی که در بین کارگران و تشویق آنها به مبارزه علیه رژیم شاه داشت مدتی نیز دستگیر و زندانی شد. بعد از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ بلافاصله در ارتباط نزدیک‌تری با بخش کارگری سازمان در تبریز قرار گرفت و از مسئولین کارگری در کارخانه تراکتورسازی تبریز بود. جمشید در سال ۱۳۵۸در تشکیل شورا در کار‌خانه نقش فعالی داشت. او بعدها به همین دلیل نیز اخراج شد. وی به هنگام اخراج به یکی از همرزمانش گفت: «خیلی خوب شد، از این به بعد دیگر تمام‌وقت می‌توانم به فعالیت سیاسی تبلیغی برای سازمان بپردازم» و ازآن‌پس او در همه صحنه‌های فعالیت در دفاع از آزادی در مقابل تهاجم چماقداران حاضر و مدافع مجاهدین بود، از جمله این فعالیتها، در حمله‌ای که توسط کمیته سرکوبگر به سرکردگی مزدوری به‌نام مال جعفر به انجمن دانش‌آموزان مسلمان هواداران سازمان شده بود، جمشید به‌تنهایی در مقابل این مزدور ایستاد و با او درگیر شد و درنهایت نیز مزدوران نتوانستند وارد انجمن بشوند. او که در میتینگ امجدیه در سخنرانی «چه باید کرد» برادر مسعود شرکت کرده بود در مقابله با تهاجم چماقداران رژیم در آن روز ایستادگی کرد و زخمی شد. جمشید در مراسم سخنرانی برادر مسعود در تبریز در معرفی کاندیدا‌توری سردار موسی خیابانی حاضر و از نفرات حفاظت بود. او در آن روز نیز توسط مزدوران زخمی شده بود. درنهایت جمشید حین فعالیت تبلیغی در سال ۱۳۵۹توسط مزدوران دستگیر شد و در بیدادگاه رژیم به ۱۵سال حبس محکوم شد. در زندان در جمع زندانیان مقاوم با شرکت فعال در برنامه‌های جمعی و به‌طور خاص با شرکت در ورزش در ارتقاء روحیه هم‌رزمانش تأثیرگذار بود. جمشید در سال ۱۳۶۵با اتمام محکومیتش از زندان آزاد شد و پس از آزادی از زندان به‌دنبال وصل ارتباط با سازمان و استمرار فعالیت‌هایش بود که موفق به وصل مجدد به سازمان شد. او در ادامه فعالیت خود به‌منظور پیوستن به صفوف رزمندگان ارتش آزادی در سال ۱۳۶۶به همراه دو تن دیگر از هم‌رزمانش در مسیر خروج از کشور دستگیر، و به ۱۲سال زندان محکوم شد. جمشید قهرمان در قتل‌عام سال ۱۳۶۷در آخرین صحنه نبرد خود با حاکمیت پلید آخوندی هم‌چنان بر عزم استوار خود بر سر آرمان آزادی مردم ایران و مجاهد ماندن ایستاد و مرگ سرخ‌فام را بر زندگی ذلت‌بار ترجیح داد و به عهد خود باخدا و خلق وفا کرد. یادش گرامی و نامش مشعلی فراراه پهلوانان و ورزشکاران قهرمانی شد که به‌دنبال آزادی خلق و میهن خود از چنگال حاکمیت رژیم جنایت‌کار آخوندی می‌باشند.
خاطره‌ای از مجاهد قهرمان جمشید مردمی در سال ۱۳۶۰در زندان تبریز، جمشید یکی از نفرات رابط تشکیلات زندان با بندهای دیگر بود. از جمله آموزش‌هایی که تشکیلات زندان برای نفرات در نظر گرفته بود آمادگی بدنی برای اجرای طرح فرار از زندان، به‌نام «طرح فرار بزرگ» بود. جمشید به‌عنوان مربی ورزش به بچه‌ها آموزش فنون کشتی می‌داد و روی آمادگی نفرات به‌منظور اجرای طرح فوق کار می‌کرد. به‌رغم این‌که فشار و سختی‌های زیادی را از طرف مزدوران رژیم تحمل می‌کرد و از نفراتی بود که مستمر تحت بازجویی و شکنجه قرار داشت، ولی شادابی و نشاط او از صفات و خصوصیات برجسته‌اش بود که در هیچ شرایطی آن را از دست نمی‌داد. او با ابتکارها و طرح‌هایی که در رشته کشتی داشت مشکلات و موانعی که از طرف زندانبان و مزدوران در مسیر پیشبرد مأموریت مشخص‌شده‌اش به وجود می‌آمد را کنار می‌زد و با پیشی گرفتن بر آن‌ها، راه گشایی می‌کرد. یکی از ابتکارهایش این بود که با یک طرح و برنامه مشخص موفق شد مسئولیت سالن ورزش زندان را به عهده بگیرد و در دستگاه سنتی پهلوانی در آن کار مرشدی و میدان‌داری می‌کرد و همه زندانیان سیاسی و عادی احترام خاصی به او می‌گذاشتند و او را دوست می‌داشتند. در یک‌ کلام جمشید ساده زندگی می‌کرد و به‌واقع کارهایی که در زندان انجام می‌داد در لحظه اول آدم نمی‌دانست که توسط او انجام‌شده است سمبلی از کار بی‌نام‌ونشان بود و هرگاه که در کنار او قرار می‌گرفتم در هر بند و یا هر سلول سرزندگی و سرشاری و شیرین بودن سختی‌ها را احساس می‌کردم. یکی دیگر از ویژگیهای اخلاقی جمشید فروتنی و تواضعش بود و به‌رغم این‌که از قهرمانان کشتی استان و مقام سوم کشور در وزن ۵۷کیلو شده بود، ولی هیچ‌وقت ندیدم که از خودش و از کارش تعریفی کرده باشد. همیشه در آرامشی از سکوت بود و اگر صحبت می‌کرد پرشور و با خنده ما را تحت تأثیر قرار می‌داد و همواره چهره آرام و خندان او برایم یادآور روحیه مقاومت و جوانمردی است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ تیر ۱۲, پنجشنبه

درگذشت قهرمان پاکباز مجاهد خلق حسن علوی


مجاهد خلق حسن علوی پس از سه‌دهه نبرد و پایداری برای آزادی، بامداد پنجشنبه ۱۲تیر۹۹ بر اثر ایست قلبی درگذشت و به ‌یاران صدیق و شهیدش پیوست.
حسن متولد سال۱۳۲۹ در تبریز که در جوانی به‌استخدام ارتش درآمده بود در مهرماه ۱۳۵۹ در جنگ به اسارت نیروهای عراقی در آمد و پس از آتش‌بس برای آزادی مردم و میهنش از چنگال بدترین دشمن ایران و ایرانی به ارتش آزادیبخش پیوست.
از آن پس حسن بیش از ۳دهه را در صفوف مجاهدین با اخلاصی که همواره مورد تحسین همرزمانش بود در کلیه نبردهای ارتش آزادیبخش دلیرانه جنگید و در پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی بسیار درخشید.
خانم مریم رجوی درگذشت این قهرمان پاکباز را تسلیت گفت و تأکید کرد همرزمانش جای او را با اعتلای ارزشهایی که در او می‌شناختند با رزم مضاعف برای رهایی میهن پر خواهند کرد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ تیر ۹, دوشنبه

مجاهد شهید شهلا احمدی


مشخصات مجاهد شهید شهلا احمدی 

محل تولد: تبريز
سن: ۳۱
شغل: معلم
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

خاطره‌ای درباره شهلا احمدی و بخشعلی صالحی:
هر هفته دو روز نوار ویدئویی سخنرانیهای رهبری مجاهدین و سایر نوارهای مربوط به مراسم و برنامه‌های سازمان را در توریست کمپ دهلی(پاتوق ایرانیان جدید‌الورود) پخش می‌کردیم. برنامه مورد استقبال شدید ایرانیان قرار گرفت و هربار چند ایرانی به ما مراجعه می‌کردند. یک روز بعد از اتمام برنامه خواهر و برادری که به تازگی از ایران آمده بودند مراجعه کردند و خواهان فعالیت شدند. بچه‌ها راهنمایی‌شان کردند و بعد از چند روز من برای اولین بار علی و شهلا را همراه پسر خردسالشان دیدم.
از همان بدو ورودشان آن چنان برخورد عاطفی و صمیمانه‌یی کردند که لحظات آن را هرگز فراموش نمی‌کنم. اصلا غریبه نبودند. گویا سال‌های سال است که همدیگر را می‌شناختیم. احساس راحتی می‌کردند و لبخند از لبانشان محو نمی‌شد. هنوز چند لحظه از نشستن آنها نمی‌گذشت که علی رو به من کرد و گفت: می‌خواهیم در دانشگاه ثبت‌نام کنیم منظورش را نفهمیدم. با تعجب نگاهش کردم. وقتی حالت مرا دید، دوباره خندید و گفت: منظورم دانشگاه بزرگ سازمان در منطقه است، ما می‌خواهیم دانشجوی این دانشگاه باشیم، بهایش را هر چه لازم باشد می‌پردازیم، می‌دانم بهایش گذشتن از مال و جان است، چه باک، ما می‌خواهیم به صدای مسعود و مریم پاسخ مثبت بدهیم و راه فلاح ما از ورود به این دانشگاه می‌گذرد، ما از این لحظه نفرات شما هستیم.
در ادامه صحبت‌های علی، شهلا گفت: خمینی همه چیز را نابود کرد، دیگر عشق و امید معنی ندارد، باید برویم تا بار دیگر لبخند را بر لبان کودکان بنشا نیم، بساط دار و درفش آخوندی را برچینیم، پرچم مقاومت را در جای جای میهن برافرازیم و... و بعد این شعر را خواند:
حسرت مبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از توفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است
همین‌طور هم شد. بلافاصله شروع به کار کرد. شهلا همراه با همسرش با جان و دل و از صمیم قلب، تا قبل از اعزام به منطقه با صلابت و پشتکار چشمگیری فعالیت کردند، در توزیع نشریه، افشاگری علیه رژیم آخوندی و هر کار دیگر، به راستی سر از پا نمی‌شناختند. 

در اواخر سال۶۶، به منطقه اعزام و در یگان‌های رزمی سازماندهی شد.
قسمت از وصیت‌نامه مجاهد شهید شهلا احمدی: «... بنا به حکم و وظیفه انسانی و با الهام از رهبران عقیدتیم مسعود و مریم و اعتقاد کامل به ایدئولوژی ناب توحیدی مجاهدین، این راه را با آگاهی کامل برای زیستن و جنگیدن در کنار رزمندگان دلیر مجاهد انتخاب کرده‌ام....».

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ تیر ۸, یکشنبه

مجاهد شهید مهدی حقی


مشخصات مجاهد شهید مهدی حقی

محل تولد: تبريز
سن: ۱۸
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را می‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ تیر ۱, یکشنبه

مجاهد شهید لیدا منصوری


مشخصات مجاهد شهید لیدا منصوری

محل تولد: تبريز
سن: ۲۴
تحصیلات: ديپلم
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

لیدا منصوری در سال۵۹ در ارتباط با مجاهدین به فعالیت پرداخت. یکی از اعضای فعال انجمن دانش‌آموزان مسلمان تبریز بود. در اغلب کارهای تبلیغی شرکت داشت. مدتی در بخش محلات فعالیت می‌کرد. از میلیشیاهای پرشوری بود که همواره در دفاع از مراکز سازمان در برابر حملات چماقداران و اوباش ارتجاع، فعالانه حضور داشت. پس از شروع مقاومت انقلابی دستگیر و روانهٌ زندان شد. در اوایل بهمن‌ماه سال۶۵ از کشور خارج شد و به سازمان وصل گردید. سپس در تشکیلات خارج کشور مجاهدین، به کار پرداخت. چندی بعد به درخواست خودش به منطقه رفت و در یکانهای رزمی سازماندهی شد. از آن پس با سخت‌کوشی و صلابت بسیار در کسب آمادگیهای هرچه بیشتر برای شرکت در صحنهٌ نبرد رویاروی با دژخیمان خمینی تلاش کرد. او برای شرکت در صحنهٌ عملیات روزشماری می‌کرد و همیشه می‌گفت باید جای خالی تمام یاران شهیدم، همان قاصدکهای خونین‌بال میلیشیا، را در صحنهٌ نبرد رودررو پر کنم و به یاد و نام همهٌ آنها آتش قهر انقلابی مجاهد خلق را بر سر و روی مزدوران دشمن بریزم. سرانجام، با فرارسیدن زمان عملیات فروغ جاویدان، با چنین عزم و شوری به میدان شتافت. پس از چند روز رزم و حماسه، در یکی ازصحنه‌ها به خاک افتاد و خون پاکش را فدیهٌ رهایی خلق و میهنش کرد. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ خرداد ۲۱, چهارشنبه

مجاهد شهید علی تبریزی


مشخصات مجاهد شهید علی تبریزی

محل تولد: تبريز
سن: ـ
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را می‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ خرداد ۱۵, پنجشنبه

مجاهد شهید علی‌اصغر رفیعی‌فر


مشخصات مجاهد شهید علی‌اصغر رفیعی‌فر

محل تولد: مرند
سن: ۴۱
تحصیلات: ديپلم
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: دی ۱۳۶۰

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید